تبليغاتX
انسان خالق
انسان خالق
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
عنوان : موضوع :
نویسنده: امیر داودی | تاریخ : یکشنبه بیست و نهم آذر 1388 |
See full size imageدرگذشت دردناک مرد واقعی حق بر ارادتمندانش تسلیت باد

روحش شاد

راهش سبز

منتظری آزادیت مبارک



با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
عنوان : درباره درباره الي... موضوع :
نویسنده: امیر داودی | تاریخ : جمعه بیست و هفتم آذر 1388 |

در حالي كه فضاي خسته و دلمرده جامعه بي‌تاثير بر هنرنبوده و مدت‌هاست اذهان هنرمندان نيز غبارآلود است، دورخيز درباره الي… براي اسكار همه را خوشحال كرد. فيلم شسته رفته و الحق خوش‌ساخت درباره الي... بي‌سخن لياقت برتر از اين‌ها را دارد. خواندن اين خبر موجب شد بار ديگر پاي درباره الي بنشينم و باز هم از محصول هوش بالاي اصغر فرهادي لذت ببرم. البته پيش از اين كه اين مطلب را بنويسم بايد يادآوري كنم كه در زمينه فيلم و فيلم‌شناسي تقريبن هيچ نمي‌دانم و تنها قصد دارم حاصل افكار و احساسم را بعد از ديدن درباره الي بيان نمايم.



با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
عنوان : نظر سنجی موضوع :
نویسنده: امیر داودی | تاریخ : پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388 |
امروزه شاهد آنیم که کانون ها و کارگاه های مختلف و گوناگون و رنگارنگ موضوعی و غیر موضوعی نویسندگی همه جا ایجاد شده اند.

تاثیر این محافل بر شخصیت نوشتاری نویسندگان آماتور چگونه است؟

در انتهای وبلاگ انسان خالق یک نظرسنجی قرار گرفته است.

لطفن مراجعه کرده و شرکت نمایید.



با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
عنوان : من... موضوع :
نویسنده: امیر داودی | تاریخ : جمعه پانزدهم آبان 1388 |

 این من هستم

شاید این من هستم

میگویند این من هستم

به نظر شما این من هستم؟

راستی! به نظر شما من کی هستم؟



با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
عنوان : پليس‌ها توي هيچ فيلمي آدم بد نبوده‌اند موضوع :
نویسنده: امیر داودی | تاریخ : یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388 |

به نام خدا. سلام مي‌كنم خدمت معلم محترم و همكلاسي‌هاي عزيزم و اميدوارم حالتان خوب باشد.

اجازه! وقتي شما گفتيد موضوع انشا به‌خاطر نزديكي روز پدر درموردپدر است من خيلي ناراحت شدم و فكر كردم شما هم مي‌خواهيد مسخره‌ام كنيد.

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
عنوان : چهار انگشت زير ناف فاحشه اي كه سيب نميخورد موضوع :
نویسنده: امیر داودی | تاریخ : یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388 |

مي‌گويد: «هر فاحشه ‌اي كه مي‌آوري خانه مثل بت مي‌نشيني و زل مي‌زني به چشم‌هاش؟»

وقتي« ش» را مي‌گويد انگار دندان‌هايش خوب روي هم چفت نمي‌شوند كه آدم يك قلقلكي را ته ذهنش احساس مي‌كند. مخصوصن وقتي فاحشه را مي‌گويد. لابد چون در آن «ش» بعد از «ح» مي‌آيد. مي‌گويد: «من كاري به اين كارها ندارم! هر يك ساعتي كه بگذرد پول يك سانس را ميگيرم؛ يادت كه نرفته؟ مثل هميشه.»

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
عنوان : او بی گناه است موضوع :
نویسنده: امیر داودی | تاریخ : یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388 |
مدت ها پیش مطالبی خواندم و شنیدم از روسپیانی که از فرزندان خود در راه به انجام رساندن مقاصد شومشان استفاده می جویند...

همین الهامی شد تا دو داستان بنویسم که پیشکش می کنم به همه آنهایی که بی گناه آلوده می شوند...



با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
عنوان : من کلاغم... موضوع :
نویسنده: امیر داودی | تاریخ : چهارشنبه دهم تیر 1388 |

 در نظرها خاندم که کسی هرچه خاسته بود دل تنگش نثارم کرده بود...

من نمیدانم کی چرا این ها را نوشته بود...

نمیدانم...

اما از او صمیمانه متشکرم...

دوست یا دشمن عزیز متشکرم که یادم آّوردی کجا چرا جگونه و با کی ها دارم زندگی میکنم...

کاش نامت را هم مینوشتی البته...

اینطوری حرکتت نشانه شجاعت بود نه...

به چرایش کاری ندارم... لابد دلیلی داری...

ولی...ولی من کی خودم را خوب جلوه دادم؟...کجا؟...کدام حرف من بوی ریا داد؟

من که گفتم از بودنم شرمنده ام...نگفتم؟

من که داد زدم ناراضیم...نزدم؟

لابد حق داری...لابد جای من اینجا نیست...لابد اضافیم...لابد...لابد...لابد...

ولی من خودم را خوب جلوه ندادم...من نگفتم خوبم...

قبول...من کلاغم...اما یادت باشد:

در این زمانه بی های و هوی لال پرست

خوشا به حال کلاغای قیل و قال پرست

هنوز هم میگویم کاش اسمت را مرد و مردانه مینوشتی نه مثل...



با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
عنوان : عید موضوع :
نویسنده: امیر داودی | تاریخ : شنبه هشتم فروردین 1388 |
بچه که بودم لحظه سال تحویل لباسهای نوام را میپوشیدم کنار سفره هفت سین...

آخخخ... بازهم حرف عید شد و جای آن سالی که سال تحویل خواب ماندم درد گرفت...

بچه که بودم...



با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
عنوان : من تعطیل... موضوع :
نویسنده: امیر داودی | تاریخ : شنبه هشتم فروردین 1388 |
باور کنید هرچقدر فکر کردم که چه بنویسم هیچ چیز به ذهنم نرسید

یعنی هیچ جوره نشد

من این روزها جدن تعطیلم...

لطفن بعد از شنیدن صدای بوق پیغام بگذارید

بوووووووووووووووووووووق...



آخرین مطالب :

Best Designer Template In Iran by Masoud Rezaii 2009
Larg Groups TakTemp│ TakTemp.com l TakTheme.com l 2Temp.com